۱۳۸۹ مرداد ۱۰, یکشنبه
حدیث نگفتنی؛ اعتصاب غذا
می ترسی از اعتصاب غذا بنویسی، حتی می ترسی از دردمندی خودت بنویسی، می نویسی و خط می زنی. این بار نه از ترس بازجویان بلکه از ترس تصور دیگران..می ترسی بنویسی و خودنمایی تلقی کنند.می ترسی بگویی که نگران زندانیان سیاسی هستی. می ترسی بنویسی که تصور می کنی در گوشه ای از سلول تاجیک آرزوی یک خودکار را دارد و برایش نخوردن غذا مهم نیست. می دانی که نورانی نژاد آسمان بدون حصار را آه می کشد و با اشعار شعر درمانی می کند.درد از این بزرگتر که حرفهایی که در دل داری را به بهانه ای اینکه دیگران فکر می کنند که می خواهی بزرگ شوی..نمی توانی بنویسی...درد یکی دو تا نیست ..انگشت اتهام همواره نشانه گرفته می شود و ما همواره در مظان اتهامیم ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر